نرگس چوپانی ، کارشناس ارشد علوم تربیتی ، معاون پرورشی ،دبیرستان دخترانه بهدخت، شهر بهارستان
تجربه نوردی : روایت یک تجربه آموزشی
بازارچه کارآفرینی؛ نقطه عطف آموزشی در مدرسه ؛ نگاهی از دریچه معاون پرورشی
به نام خداوندی که خلاقیت را در وجود انسانها نهادینه کرده است.
همیشه معتقدم اینکه بتوانم مسیر حرکت دانشآموزان را تغییر دهم، بزرگترین موفقیت من است. بهخصوص زمانی که نقش ناظر و راهبر این سفر را بر عهده دارم. من، به عنوان معاون پرورشی ، شاهد یکی از تاثیرگذارترین و فراموشنشدنیترین تجربیات آموزشی در سالهای اخیر بودم؛ تجربه ای که همچون پلی، میان دنیای هنر و زندگی حقیقی ساخته شد. بازارچه کارآفرینی «تلفیق هنر و کار و فناوری»، پروژهای بود که نهتنها دانشآموزان، بلکه تمام کادر آموزشی مدرسه را متحیر کرد.
ماهها قبل از برگزاری این رویداد، مشاهدات من از کلاسهای هنر و کار و فناوری چندان دلگرمکننده نبود. دانشآموزان اغلب با بیحوصلگی وارد این کلاسها میشدند و معلم هنر و همچنین معلم کار و فناوری بارها در جلسات شورای معلمان از کاهش انگیزه دانشآموزان شکایت داشتند. دختران نوجوان ما فعالیتهایی نظیر نقاشی، کاردستی یا یادگیری نرمافزارهای ساده کامپیوتری را کاری بیهدف و غیرکاربردی تلقی میکردند. آنها در کلاسها منفعل بودند و در فعالیتهای هنری مشارکت نداشتند. در گفتوگو با دانشآموزان متوجه شدم که آنها احساس میکردند یادگیریهایشان کاربرد عملی ندارد.این وضعیت برای من بهعنوان معاون پرورشی چالشی جدی محسوب میشد و در واقع نگرانکننده بود.
چگونه میتوانستیم به این دانشآموزان نشان دهیم که مهارتهایی که در این کلاسها کسب میکنند، میتواند در زندگی واقعیشان کاربرد داشته باشد؟
در همین شرایط بود که ایده برگزاری بازارچه کارآفرینی شکل گرفت. هدف اصلی این بود که دانشآموزان بتوانند آثار هنری و محصولات خود را بهفروش برسانند و عملاً ببینند که دستپختهای هنریشان چه ارزش اقتصادی میتواند داشته باشد.
زمانی که این طرح را با معلمان در میان گذاشتم، واکنش آنها نیز مثبت بود. از روز اعلام برگزاری بازارچه، تغییری ملموس در رفتار دانشآموزان مشاهده کردم. دیگر با اکراه وارد کلاس هنر نمیشدند، بلکه با طرح سؤالاتی نظیر «چه کاری برای فروش بهتر است؟» یا «چطور کارم را زیباتر کنم؟» وارد کلاس میشدند.

دانشآموزانی که پیشتر حتی حاضر نبودند در خانه فعالیت هنری انجام دهند، حالا ساعتها وقت خود را صرف طراحی، ساخت و آمادهسازی آثارشان میکردند؛ نمونههایی از این تحول به وفور دیده میشد. روز برگزاری بازارچه، سالن مدرسه به نمایشگاهی رنگارنگ تبدیل شده بود. از نقاشیهای آبرنگ گرفته تا جعبههای تزئینی، از دستبندهای بافتنی تا طراحیهای دیجیتال، همه و همه محصول تلاش و خلاقیت دانشآموزانمان بود.آنچه در آن روز شاهد بودم، قابلتوصیف نیست. وقتی آرمیتا، دانشآموزی با مشکل اوتیسم از پایه هفتم، اولین اثر هنری خود را فروخت و با چشمانی درخشان از شادی نزد من آمد و گفت: «خانم، من واقعاً هنرمند هستم؟»، هیجان همه وجودم را فرا گرفت. یا زمانی که یکی از دانشآموزان با دست پر از اسکناس گفت: «خانم، فکر نمیکردم کارهایم از نظر دیگران اینقدر ارزش داشته باشند!»، احساس کردم اهداف تربیتیمان به بهترین شکل محقق شده است.

تجربه بازارچه کارآفرینی نشان داد که گاهی بهترین راه برای ایجاد انگیزه در دانشآموزان، نشان دادن کاربرد عملی آموختههایشان است. امروز، چندین ماه پس از آن روز، هنوز شاهد تأثیرات مثبت آن بر روحیه درسی دانشآموزان هستیم. این بازارچه، تنها یک رویداد نبود، بلکه پلی بود میان آموزش نظری و زندگی واقعی.

